خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





لذّت تفریح

     عروسی دعوت بودیم  خیلی هم خوش گذشت. بهترین چیزش این بود که توی حال و هوای خودم بودم . یه‌کم توی باغ می‌گشتم. با بچّه‌ها بازی می‌کردم. گاهی با بقیه دسته‌جمعی لُری می‌رقصیدم. و . . .

    امّا همیشه تفریح کردن و شاد بودن به این سادگی نیست. مثلاً یک ملخ دیدم ، حدود بیست دقیقه دنبالش می‌رفتم و تماشاش می‌کردم و ذوق می‌کردم. تا اینکه یک دخترخانم نیم‌وجبی که لباس عروس هم پوشیده بود، اومد، یک نگاه به ملخ کرد، یک نگاه به من کرد، بعد پاشو گذاشت روی ملخ لِهش کرد و رفت .

    تفریح کردن ، واقعاً سخت شده


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : می‌کردم ,
    لذّت تفریح

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر